چند روز پیش فیلمی منتشر شد از شهرستانی در استان کهگیلویه و بویراحمد که عقد دختربچه ۱۱ ساله با یک فرد جوان بیست و چندساله نشان میداد.
.
این عکس و فیلم با واکنش سنگین فضای مجازی روبرو شد تا جایی که نهادهای مسئول دخالت کردند و از نظر دادگاه این عقد باطل اعلام شد.
.
.
حالا پدر این دختربچه وارد شده است و از اینکه مردم در فضای مجازی واکنش نشان دادهاند انتقاد کرده است و آن را به «آبروریزی» تعبیر میکند! از «مسیح علینژاد» نیز به عنوان «زن فاسد» یاد میکند! حسابی هم از محرم و امام حسین مایه میگذارد که روی احساسات مذهبی مخاطبان خود سواری کند! پدر غیرمسئولی که از افشای یک جنایت شاکی است!
@Tavaana_TavaanaTech
🔺میخواهم با زبانی به پهنای فلک، سکوت سده ها مظلومیت زنان و دخترانِ مناطقِ لرنشین به ویژه زنانِ استانِ کهگیلویه و بویراحمد را بشکنم و از خوارداشت شان در فرهنگی زن ستیز و مردسالار سخن بگویم.
🔺آنان چیزی از حق و حقوق اولیه خود نمی دانستند و بسیاری از آنها در مناطق روستایی هنوز هم نمیدانند.تمامِ تبعیض ها و تحقیرهای که در حق شان روا داشته میشود؛ را طبیعی میدانند.اگر دختری مخالفِ ازدواجش باشد تنها راه خودسوزی یا خودکشی است.
🔺آمارها حاکی از آن است خودکشی و خودسوزی زنان و دختران در استان کهگیلویه و بویراحمد در صدر استان های کشور است.یکی از دلایل اصلی ازدواج هایِ اجباری است.
🔺من یکی از دختران کهگیلویه و بویراحمدی هستم که خودم و خواهرانم و مادر و مادربزرگ هایم و اغلب زنان این استان کودک همسر بوده و هستیم.
🔺مادربزرگ هایم در ده و یازده سالگی عروس شده اند و هر دو بعد از چند زایمان رضایت داده اند که شوهرانشان زن دوم اختیار کند،و مادرم نیز راه مادر و مادرشوهرش را ادامه داده است.
🔺زنان پیش از دهه های ۵۰ در این استانِ بشدت مردسالار ؛این موضوع را پذیرفته بودند که اگر فرزند ذکور برای شوهرانشان نیاورند یا بچه دار نشوند؛خودشان زن دوم را برای شوهرشان انتخاب می کردند و این را افتخار بزرگی برای خود می دانستند.افتخاری که با مُهر تایید مردان به حسابشان واریز می شد.
🔺وقتی پای دردِ دل بیشتر زنانی که- رضایت به ازدواجِ مجدد شوهرانشان داده بودند-نشسته ام، همگی از حس تنفر آمیزی سخن می گفتند و اینکه هیچ عشق و علاقه ای میانشان نبوده و با اجبارِ خانواده به خانه ی بخت فرستاده شده اند و جز سوختن و ساختن چاره ای نداشتند؟
🔺رسمی عرفی که از هزاران قانون نوشته شده در این استان از اعتبار زیادی برخوردار است، ازدواج با برادرشوهر بعد فوت شوهرانشان است.برادر شوهریِ که در بیشتر مواقع متاهل است و زن نخست وی حق هیچ اعتراضی برای داشتن "هوو" را ندارند!!گویی زنان برده های زر خریدی هستند که هیچگونه حقی برایشان قائل نیستند.
🔺 زنان سرزمین مادری ام؛که به گفته ی استاد ارجمند کدکنی همچون"شیره شرزه"از ورای اعصار،مصائب و مشکلات زندگی را بر شانه های زخم دیده ی روحشان تحمل کرده اند و برای سعادت و سلامت خانواده هایشان از جان مایه گذاشته و می گذارند؛آیا چنین ظلمی در حقشان رواست!!!؟
🔺امیدوارم با آگاهی هایی که از طریق شبکه های اجتماعی در اختیار مردم قرار می گیرد،شاهد جشن عقد فاطیماها و میلادها نباشیم.
یک مثال میزنم فرض کنید من در خانهام نشستهام (حریم خصوصی من است) و فیلمی در رسانهها پخش میشود که نشان میدهد من در خانهام مرتکب جنایت شدهام. من متوجه میشوم که همسایه روبرویی از من فیلم گرفته و پخش کرده. آیا منطقی است که من فریاد وامصیبتا سر بدهم که بیآبرو شدهام؟! و بگویم خانهام حریم خصوصی من است و از این حرفها. نخیر من باید از جنایتی که مرتکب شدهام شرمسار باشم
توجه کنید که در این داستان هم حق یک کودک ۱۱ ساله ضایع شده است
حکومت جمهوری اسلامی نه تنها قانونی برای منع ازدواج کودکان تصویب نمیکند، بلکه در رسانهها آن را ترویج هم میکند، این نگاه حکومت ریشه در اسلام دارد و (از این منظر) من بارها آخوندها و اسلام را به تندی نقد کردم. حکومت پهلویها اینطور نبود
حالا ما با حکومتی روبرو هستیم که نه تنها کودکهمسری را غیرقانونی نمیداند بلکه آن را تبلیغ هم میکند. در اینجا انتظار میرود مردم انسانی رفتار کنند، فرهنگشان را نشان بدهند، با کودکان ازدواج نکنند. اگر شخصی با کودکی ازدواج کرد باید شخص را نقد کرد به خاطر کار غیرانسانی و باید حکومت را نقد کرد که در مقام قانونگذار مانع نمیشود
در اینجا دادستان و مقام قضایی ورود کرد، عقد و ازدواج را باطل کرد (میدانم که دادستان تحت فشار افکار عمومی بود، یا شاید میخواست در این ماجرا چهره انسانی به خود بگیرد) در هر صورت کار درستی کرد. اما شخص اعتراض دارد، از کار غیرانسانی و جنایت در حق دخترش احساس بیآبرویی نمیکند ولی از رسانهای شدن آن دلخور است. عرض من این است که در اینجا باید شخص را نقد کرد. فرهنگ و تعصب شخص (که باز ریشه در اسلام دارد) را باید نقد کرد. در حکومت پهلویها هم بسیاری از مردم با این طرز فکر بودند، زمان قاجار هم بودند، این مشکل در تفکر و فرهنگ مردم جامعه است و فقط با قانون نمیتوان به جنگ آن رفت؛ باید با آگاهی و کار فرهنگی به جنگ آن رفت. همانطور که یکی از دوستان در بالا نوشتند چندین نسل از مادرها و مادربزرگها قربانی این بیفرهنگی بودهاند