چند روز پیش فیلمی منتشر شد از شهرستانی در استان کهگیلویه و بویراحمد که عقد دختربچه ۱۱ ساله با یک فرد جوان بیست و چندساله نشان میداد.
.
این عکس و فیلم با واکنش سنگین فضای مجازی روبرو شد تا جایی که نهادهای مسئول دخالت کردند و از نظر دادگاه این عقد باطل اعلام شد.
.
.
حالا پدر این دختربچه وارد شده است و از اینکه مردم در فضای مجازی واکنش نشان دادهاند انتقاد کرده است و آن را به «آبروریزی» تعبیر میکند! از «مسیح علینژاد» نیز به عنوان «زن فاسد» یاد میکند! حسابی هم از محرم و امام حسین مایه میگذارد که روی احساسات مذهبی مخاطبان خود سواری کند! پدر غیرمسئولی که از افشای یک جنایت شاکی است!
@Tavaana_TavaanaTech
حکومت جمهوری اسلامی نه تنها قانونی برای منع ازدواج کودکان تصویب نمیکند، بلکه در رسانهها آن را ترویج هم میکند، این نگاه حکومت ریشه در اسلام دارد و (از این منظر) من بارها آخوندها و اسلام را به تندی نقد کردم. حکومت پهلویها اینطور نبود
حالا ما با حکومتی روبرو هستیم که نه تنها کودکهمسری را غیرقانونی نمیداند بلکه آن را تبلیغ هم میکند. در اینجا انتظار میرود مردم انسانی رفتار کنند، فرهنگشان را نشان بدهند، با کودکان ازدواج نکنند. اگر شخصی با کودکی ازدواج کرد باید شخص را نقد کرد به خاطر کار غیرانسانی و باید حکومت را نقد کرد که در مقام قانونگذار مانع نمیشود
در اینجا دادستان و مقام قضایی ورود کرد، عقد و ازدواج را باطل کرد (میدانم که دادستان تحت فشار افکار عمومی بود، یا شاید میخواست در این ماجرا چهره انسانی به خود بگیرد) در هر صورت کار درستی کرد. اما شخص اعتراض دارد، از کار غیرانسانی و جنایت در حق دخترش احساس بیآبرویی نمیکند ولی از رسانهای شدن آن دلخور است. عرض من این است که در اینجا باید شخص را نقد کرد. فرهنگ و تعصب شخص (که باز ریشه در اسلام دارد) را باید نقد کرد. در حکومت پهلویها هم بسیاری از مردم با این طرز فکر بودند، زمان قاجار هم بودند، این مشکل در تفکر و فرهنگ مردم جامعه است و فقط با قانون نمیتوان به جنگ آن رفت؛ باید با آگاهی و کار فرهنگی به جنگ آن رفت. همانطور که یکی از دوستان در بالا نوشتند چندین نسل از مادرها و مادربزرگها قربانی این بیفرهنگی بودهاند
زنان صیغه از نظر منابع معتبر شیعه زنان کرایه ایی هستند
((عن الصادق قال ذکر له المتعه أهي من الاربع؟ قال يتزوج منهن الفا فانهن مستاجرات))
از صادق در مورد ازدواج موقت پرسيده شد آيا فقط بايد چهار زن باشد؟ فرمود خير ، با هزار نفر از اينگونه زنان ازدواج کن زيرا اينها کرايهای هستند
📚آدرس: الکافي ج5 ص: 452، الاستبصار ج3، ص:147، تهذيب الاحکام ج7، ص:248، وسايل الشيعه، ج21 ص: 28
و ده ها سند و روایت دیگر مبنی بر تحقیر و توهین به زنان در آیین ضدبشری اسلام...
کلام الله هم در قران وکتابهای مثلا اسمانی دیگه درخیلی جاها نادرستیش مشخص شده مثل افسانه ادم وحوا، پیدایش زمین واسمان که الله گفته اول زمین درست شده که علم خلافشو ثابت کرده مثل کروی بودن زمین که الله گفته مسطحه،مثل داستانهای تخیلی درکتب مذهبی که غیرعلمیه ووووووو
"مسلمانان مکتبی" تحت تأثیر دگم دینی و مذهبیِ "اسلام رسمی" اساساً از ورود به حوزه مطالعه و نقد دینی میهراسند. این جمعیت بزرگ مسلمان از هر نوع اندیشه در محتوی و مضمون اسلام میپرهیزند و راهی جز دنبالهروی "شریعتسازان" و ادعای ولو نامعقول و مخدوش مذهبی آنان نمیشناسند. برای این جماعت همهچیز همینطور که ظاهراً نشان میدهند، بینقص است.
رهبران دینی و مذهبی بیهیچ شرطی مقدساند و هر کلام و بیان حتى دنیوی و کاسبکارانه دینفروشان، معجزه به حساب میآید. برای این جماعت ترس از مجازات دینی مانع عمده پیوستنشان به بحث دینی است.
اینها از ترس مجازاتهای دینی، ترجیح میدهند که چشم و گوش به روی واقعیتها ببندند، عقل و منطق و مسئولیت بشری خود را کنار بگذارند و "کاسبکارانه" فکر کنند که اندیشه و بحث عقلانی در مورد محتوی و تبعیت دینی "ممکن است" پاداش "بهشت" را از دسترسشان خارج یا به عذاب "جهنم" دچارشان کند.
اینها اعتقاد به موضوعات حتی مخدوش و جاهلانه دینی را كمتر زیانبخش میبینند تا پیشبرد بحث دینی برای اعتلای محتوی اندیشه دینیشان. اینها همیشه با این نگرانی دست در گریباناند که نکند پیشبرد مطالعه دینی به جاهای باریکی بکشد و حتی اگر موجب سلب رحمت الهی هم نشود، سلب رحمت حاکمان و اربابان دینی را به دنبال بیاورد!
دنیل کلمنت دنت (شکستن طلسم)
با رویکردی عینیگرایانه و بر مبنای پایههای تاریخی و زیستشناسی به آنها راجع به تمام ادیان آموزش بدهیم، دقیقاً به همان شکلی که جغرافی، تاریخ و ریاضیات را درس میدهیم.
بهتر است که در خصوص مبحث دین آموزش بیشتری در مدارس داشته باشیم، و نه کمتر. بایستی به فرزندانمان در خصوص آیینها و آداب، منعیات و مراسمات و متون و موسیقی مذهبی آموزش دهیم و وقتی تاریخ ادیان را به اتمام رساندیم، بایستی هم به نقش مثبت ادیان و هم به نقش منفی آنها در طول تاریخ اشاره نمائیم. نباید از هیچ دینی طرفداری شود و نباید از هیچ دینی غافل شد و همینطور که در گذر زمان به یافتههای بیشتری در خصوص مبناهای زیستی و روانشناختی آداب و رویکردهای مذهبی دست پیدا میکنیم، این کشفیات جدید بایستی به بدنهء آموزشیمان اضافه گردد، دقیقاً به همان شکلی که تعلیم و تربیت خود در حوزه علم، سلامت و رویدادهای فعلی در جهان را بروزرسانی مینمائیم. این کار باید بخشی از برنامهء آموزشی اجباری تمام مدارس خصوصی و دولتی باشد.
در اینجا من به یک پیشنهاد اشاره مینمایم: تا وقتی که والدین:
۱.از طریق القاء حس ترس یا تنفر!
۲. یا منع بچهها از پرسشگری (مثلاً از طریق سلب برخورداری از آموزش و یا منزوی نگه داشتن آنها از دنیای پیرامون).
به بچههایشان چیزی را تعلیم نمیدهند که احتمالاً ذهن را بسته نگه میدارد، از این حق برخوردار هستند که به بچههایشان هر آموزهء دینی را که میپسندند یاد بدهند. البته این فقط یک ایده است و شاید ایدههای بهتر از این هم برای لحاظ نمودن وجود داشته باشد، ولی هر ایدهای که منتخب شود، بایستی برای عاشقان آزادی در هرجا جذابیت داشته باشد: تأکید بر این ایده که پیروان تمام مذاهب بایستی با یک چالش مهم روبرو شوند: حصول اطمینان از ارزشمند بودن، جذابیت، عملی و با مفهوم بودن و قابلیت مقاومت در برابر وسوسهء رقبا. اگر که مجبورید چشمان فرزند خود را ببندید و یا او را فریب دهید تا مطمئن شوید آنها وقتی بزرگ شدند دین مد نظرتان را مورد تأیید قرار میدهند، به نظر دین شما در مسیر انقراض است.